غمگین بودن تبدیل به راهی برای اثبات زن بودن شده است‬

غمگین

فکر می کردم فقط من این را حس می کنم و غصه می خوردم به حال خودم.

نیکولا- “به نظر من خود زن‌ها هم باورشان شده که زن یعنی یک موجود ضعیف و بیش از حد احساساتی که با کوچکترین حرکتی گریه‌اش می‌گیرد و معتقدم این دید جامعه است که روی خود زن‌ها هم تاثیر گذاشته؛ یعنی غمگین بودن تبدیل به راهی برای اثبات زن بودن شده. از طرفی هم از گذشته تا امروز در اغلب موارد غمگین بودن یا تظاهر به آن از راه‌های جلب توجه اطرافیان و حتی جلب عاطفه و احساس بوده است.”

این دقیقا همان چیزی بود که می خواستم بگویم ولی نمی دانستم چطور بگویم. یا شاید زیاد هم مطمئن نبودم که می توانم این فرضیه را تعمیم دهم به بیشتر زنها. آخر زنهایی که می شناسم، یا لااقل بیشترشان همینطورند. اصلا وقتی از ته دل می خندند فکر می کنند باید پشتش اتفاق بدی هم بیفتد تا خوشحالی از گلویشان پایین برود.
یک جور دیگر از زنها را هم تازگیها بیشتر می بینم. آنهایی که معادلات وجه تمایز بین زن و مرد را کلا به هم زده اند. در جامعه آنها اگر زن باشی و بلد باشی کولر تعمیر کنی، کلاسش خیلی بیشتر از بافتن بافتنی است.
در مصاحبه ای که نیکولا با مجله لینک زن داشته، خیلی ساده و صمیمی به این ظرافتها اشاره کرده است. چیزهایی که فکر می کردم فقط من دارم می بینم و غصه می خوردم به حال خودم.