راه آهن تهران-ساری

راه آهن تهران-ساری

راه آهن تهران-ساری

همسفرم براین باور است که قطار تنها وسیله نقلیه ای است که گویی جان دارد و حضوری فراتر از حضور فیزیکی دارد.
پهلوی اول در سواد کوه چشم به دنیا گشود. او بنیان گذار راه آهن در ایران بوده و یکی از راه های مهمی که توسط او تاسیس شد خط آهن تهران ساری است. شاید او به دلیل عشقی که به زادگاهش داشت و به منظور آبادانی آن سرزمین این کار را کرد و یا شاید قصد داشته دسترسی به ناحیه کوهستانی و صعب العبوری را آسان کند که حمله اعراب به طبرستان نتوانسته بود این کار را بکند و دیوهای مازندران در پیچ و خم آن کوه ها رستم را به ستوه آورده بودند.
به هر روی ما امروز خط آهنی داریم که از تهران حرکت می کند، از ورامین و گرمسار می گذرد و کم کم وارد مازندران می شود. روزهای آغازین تابستان هزار و سیصد و نود و سه است. تهران پرحرارت، ورامین آفتابی، گرمسار گرم و بیابان داغ و تفته را که پشت سر می گذاریم از دور تکه ابری می بینیم که بسیار به زمین نزدیک است. صحنه نادریست، تا چشم کار می کند آفتاب تند و تیز بر پهنه ی دشت و صخره و سنگ گسترده است و تنها در یک نقطه یک تکه ابر مرطوب و خنک روی کوه ایستاده. قطار سربالایی می رود و وارد تونلی در دل کوه می شود. از آن سوی کوه که بیرون می آید خبری از آفتاب نیست. حالا ما پا به قلمرو مه آلودی که ماهیت اصلی شمال است گذاشته ایم. اینجا تنها ابر است و هوای خیس، ابرها چنان به زمین نزدیکند که می توان دست برد و آنها را لمس کرد. از اینجا به بعد قطار بارها به قلب کوه ها می رود و بیرون می آید. تصور عبور از میان کوه دل آدمی را می لرزاند اما خیلی زود روشنایی پدیدار می شود. دره ها، پل ها، جنگل های مه آلود و جویبارهای زیبا پشت سر هم پدیدار می شوند. سوادکوه خود بهشت است. در ادامه مسیر به سه خط طلایی می رسیم. سه خط طلایی به سه طبقه ریلی اطلاق می شود که روی دامنه تا قله کوه های سوادکوه کشیده شده اند و به شکلی عجیب، زیبا و شگفت انگیز طراحی و مهندسی شده اند. از کنار قلعه دیو سپید که بر قله کوه بقایای آن دیده می شود می گذریم، پل ورسک هم که بجای خود از اهمیت و عظمت منحصر بفردی برخوردار است. در سفرنوشت های جداگانه به سه خط طلایی، قلعه دیو سپید و پل ورسک همراه با عکس هایی از آنها خواهم پرداخت. تماشای طبیعت سرسخت و زیبای این منطقه از پنجره ی قطار در کنار این عجایب خلق شده به دست بشر پر از لطف و صفاست. به نظر می رسد سازندگان اینجا و مهندسان آلمانی در ساختن این خط آهن و نیز جاده های فیروزکوه، هراز و چالوس تنها به فکر دسترسی آسان و سهولت در رسیدن به مقصد نبوده اند بلکه  به فکر ساختن راه هایی از مرکز به شمال بوده اند که علاوه بر امکان دسترسی، بیانگر شکوه و عظمت و زیبایی این خطه نیز باشند. در تمام دنیا تقریبا همیشه رودخانه ها هادی و راهنمای جاده سازان بوده اند و همان طور که آب این قدرت را دارد که دل سنگ ها و صخره ها را بشکافد و پیش برود این جاده ها و این خط آهن هم کوه ها و صخره ها را می شکافند و پیش می روند. فیروزکوه، سوادکوه، ورسک، پل سفید، زیرآب، شیرگاه، قائم شهر به علاوه جنگل های انبوه و روستاهای زیبا و شالیزارهای دم کرده و باغ های پرتقال همه گذرگاه این قطار دوست داشتنی هستند.
یکی از همسفران من که به تماشای خود قطار از پنجره اش علاقه بسیاری دارد، تشویقم می کند وقتی قطار از پیچ ها می گذرد از بدنه آن عکس بگیرم. عکس ها بسیار جالب از آب در می آیند. همسفرم براین باور است که قطار تنها وسیله نقلیه ای است که گویی جان دارد و حضوری فراتر از حضور فیزیکی دارد. راست می گوید شنیدن سوت قطار در میان کوهستان بکر و ابری، درست به اندازه چیزهای طبیعی مثل صدای جریان آب رودخانه یا دریا لذت بخش است.

(عکس و متن از شیوا شهبازی)

‏2 دیدگاه در نوشته‌ی “راه آهن تهران-ساری

  1. مهدی

    دیدن قطار در پیچ و خم کوه، هیجان انگیز است.
    نوشته، نگارشی زیبا و تصویرسازی خوبی دارد.